برای توماج صالحی؛«درخت امید میهن»،
که تاریخ را در دفاع از جامعه و بهنمایندگی از مردمان ستمدیده و بیصدای ایران، فراخوانده است!
«اینان دل به دریا افگناناند، بهپای دارنده آتشها.... کاشفان فروتن شوکران»
اما ناتوانی ما در ترسیم چشماندازهای آتی صرفاً از عدم شناخت یا محدودیت حضور ما در لحظهی اکنون ناشی نمیشود. فقدان سازماندهی عامل دیگری است که سبب میشود پیشبینی کنش و واکنش اجتماعی دشوارتر شود. مرادم از سازماندهی در اینجا نه صرفاً سازماندهی از نوع حزبی یا سیاسی بلکه گسترهی وسیعی از انواع تشکلیابیهاست که گروهها و لایههای گوناگون اجتماعی را قادر میسازد از مجرای آنها برای دستیابی به اهداف و مطالبات مشخص خود بسیج شوند. در این معنا سازماندهی میتواند گسترهی وسیعی از سازمانیابیهای محلی یا فراگیر را دربربگیرد. نبود سازماندهی در معنای وسیع آن باعث شده است که واکنشهای مردم تاکنون تنها به شکل افزایش کمّیِ سطح نارضایتی یا به شکل تظاهرات خودجوش نمود مادی پیدا کند و نه الزاماً به شکل اراده برای تغییر.
دل این سرکوب فزاینده و این بنبست اقتصادی که بقای بسیارانی را تهدید میکند، در روزهایی که بسیاری سال را پشت میلههای زندان نو میکنند و بسیاری دیگر به قید وثیقه آزادند، مقاومت هر روزهی زنان، ایستادگی ادبیات و هنر مستقل در برابر سانسور و بردگی فکری، و به هم پیوستن صداهای پراکنده برای لغو احکام اعدام چون بارقههایی از آیندهای روشن است، آیندهای که با رویای آزادی و برابری در آمیخته است.
کتاب هماندیشی چپ
ویژهی انقلاب ۵۷
جلد اول و دوم
چلد اول: از انقلاب۵۷ نزدیک به نیم قرن گذشت؛ از انقلابی، یا قیامی، که امید بود ازادی بیاورد و نیاورد. و امید بود رفاه و عدالت بیاورد و نیاورد. چرا انقلاب شد؟ و چرا و چگونه به سرنوشتیِ چنین دچار شد؟ راز شکستی چنین سنگین در چه بود؟آیا انقلاب ۵۷ گریزناپذیر بود؟ ...چگونه بود که در ماههای مشرف به بهمن ۵۷، در سراسر سپهر سیاسی کشور، گروه و گرایشی یافت نمیشد که در خیزش عمومی حضوری نداشته باشد و نقشی نپذیرفته باشد؟.... چلددوم: یادداشت، خاطره ... گفتگو ... اسناد...