در اين جغرافيا، خلاف از هر قسمي، مثل رودِ هميشه جاري است. بيمه نشدن كارگر، قرارداد نداشتن كارگر، به كار گرفتن بچه، پرداخت مزد كمتر از رقمهاي قانوني، خلاف است اما در اين خيابان كه سر تا تهش، كارگاه جرم است، پايمال شدن حق كارگر، اصلا به چشم كسي نمينشيند. هوا كه تاريك ميشود، پايينتر از موتورسازيها، شعلههاي كوچكي كه از دور سوسو ميزند، هر كدام، حريم حقيرانه معتاد بيخانماني است كه سهمش از شهر، همين تكه از خيابان است.
کمینهی مزد و بیشینهی روزانه کار فراتر از ۸ ساعت کار، مرز بین انسان بودن و برده بودن یعنی زمانِ آزادِ انسان را از بین برده است. در قرن بیستویکم، بازپسگرفتن دستاوردهای «جنبش کار ۸ ساعته» بر دوش «جنبش مزدی»ست.
موضوع این مقاله بررسی سیاستها یا استراتژیِ فقیرسازی بیشترین شمار مردم توسط حکومت و یافتن راهکارهای مقابله با این سیاستهاست. در این بررسی ناگزیر به موارد و شیوههایی اشاره و استناد میشود که شماری از آنها پیش ازاین بارها مورد بحث بودهاند. تلاش بر نشان دادن نظاممند و همبسته بودن جنبهها و روشهای مختلف سرکوب مزدی است که طی چند دهه به تمامی مزدوحقوقبگیران تحمیل شده و بررسی چرایی موفق نبودن تلاشهای تاکنونی این طبقه برای مقابله با این سرکوبها است.
مبارزه کارگران در عرصه های اقتصادی- اجتماعی به تنهايی و بدون دستیابی به تشکل نمی تواند به نتايج مطلوب دست يابد . بنابراین همزمان با مبارزه برای خواست های اقتصادی، بايد ترويج و آموزش و فعاليت عملی برای پی ريزی مبارزه مستقل سياسی طبقه کارگر و تشکل های آن نيز صورت گيرد: زيرا مبارزه طبقاتی کارگران تنها در صورتی که به بطور متحدانه متشکل و براساس اهداف دراز مدت و اهداف فوری طبقۀ کارگر و با شرکت وسيع و فعال توده ها انجام شود، بخت پيروزی را نیز افزایش می دهد.