ازاپوزیسیون راست ایرانی از کلماتِ تا پیش از این نفرینشدهای مانند «کمیته»، «اعتصاب» و «انقلاب» میگوییم و توضیح میدهیم چرا آنان تشکیل کمیتههایی را توصیه میکنند که کمیته نیست، اعتصابی را فرا میخوانند که اعتصاب نیست و از انقلابی حرف میزنند که انقلاب نیست. از جعلیاتی مانند «باشگاه چرچیل» و «جمعی از جوانان» اینترنتی «محلات تهران» مینویسیم،
فلاخن
فراخوانی انترناسیونالیستی برای آزادی زندانیان سیاسی-برای آنکه جنبش «زن، زندگی، آزادی» نمیرد!
برای آنکه جنبش «زن، زندگی، آزادی» نمیرد!
باور داریم که همبستگی واقعی با مبارزات مردم ستمدیده در گرو حمایت از جان و آزادی کسانیست که بهدلیل این مبارزات گرفتار زندانها و شکنجه و عذاب میشوند. ما مصرانه از همهی فعالان مدنی و سازمانهای سیاسی در سطح جهان میخواهیم، فراتر از پشتیبانی از این فراخوان و کارزرار رسانهای، به هرطریق که میتوانند برای آزادی زندانیان سیاسی به رژیم ایران فشار بیاورند.
نقد
نقد
تصور تغییر بنیادین و ضرورت آن در اذهان جامعه به شکلی فراگیر مشروعیت پیدا کرده است و جنبش انقلابی اینک در مرحلهی به چالش کشیدن اقتدار رژیم و نفی هژمونی آن قرار دارد اما چگونگی فرارفتن از این مرحله تعیینکنندهی گامهای بعدی است. مردم معترض از مرحلهی گسترش حرکت اعتراضی و تبدیل آن...
تارا بهروزیان
شورای هماهنگی در همراهی با اعتراضات مردم جان به لب رسیده، پیرو بیانیههای پیشین و در ادامه آنها در اعتراض به پادگانی شدن کل کشور، مخصوصا پادگانی شدن دانشگاه و مدرسه و زندانی شدن دانشجویان و دانشآموزان و همراهی با خیزش نسل طغیانگر دانشآموزان امروز ایران، و نیز هم پیمان شدن با خونهای به ناحق ریخته شده فرزندان ایران در خیابانها، از معلمان سراسر ایران میخواهد که با درک این ضرورت تاریخی در انجام وظیفه اخلاقی و ملی خود، در هفته پیش رو از روز شنبه مورخ ۱۶ مهر تا پایان هفته با تبدیل کلاسهای درس به کرسی آزادی خواهی و عدالت طلبی در همراهی با جنبش اعتراضی مردم ایران از طبقات مختلف جامعه از دانش آموز و دانشجو و کارگر و از شهروندان عادی تا نخبگان و شایستگان و متفکران و هنرمندان و ورزشکاران، مراتب اعتراض خود را به ظلم سیستماتیک و بی عدالتی های حاکمیت، بلندتر و رساتر از همیشه طنین انداز کنند.
نیروی چپ، مبارزان قومی و زنان رادیکال، فردی و گروهی، در ایران و در جهان، متحد و یکپارچه در شعارها و پلاکاردها در داخل و خارج کشور، در توئیت و پست و… میتوانند، خواستهی مشخص و هدفمند «آزادی زندانی سیاسی» را مطرح و کارگران، دانشجویان و معلمان، احزاب چپ فرامرزی، روشنفکران رادیکال جهان و یا خاورمیانه را برای آزادی آنها و حفاظت از جانشان به اعتصاب یا هرگونه کنش مناسب فراخوان دهند. میتوان امیدوار بود با هدف مشخص و موثرِ «آزادی زندانیان سیاسی»، جنبش «زن، زندگی، آزادی» را در این مرحله، از جادوی «براندازی»ِ سریع آزاد گردد. سرکوب ایدئولوژیک آن کمرنگ شود و انرژی تعینکنندهی آن برای تشکل شوراها و تشکلهای منطبق با شرایط، کارا گردد. همهنگام نیروی چپ با غلبه بر پراکندگی موجود قادر خواهد بود از انزوا خارج شود.
گویا مقامات حکومتی از سر استیصال روزافزون قادر نیستند بکارگیری سناریوسازیهای کاذب و تکراری را متوقف کنند. در حال حاضر سه نفراز فعالین سرشناس سندیکای کارکران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه، رضا شهابی، داود رضوی، و حسن سعیدی، و بسیاری از دیگر فعالان صنفی و معلمی شناخته شده و خوش نام، از جمله رسول بداقی، جعفر ابراهیمی، کیوان مهتدی، محمد حبیبی و اسماعیل عبدی، با همین سناریو سازی ها، دروغ پردازی ها و اتهامات بی پایه و اساس مشابه در بازداشت ناعادلانه به سر میبرند. جامعه اما به طغیان خود علیه بی عدالتی های موجود، علیه به قتل رساندن مهسا ژینا امینی و دیگرجوانان کشور، علیه حجاب اجباری، علیه فقر، فساد و سرکوب لجام گسیخته ابتدایی ترین حقوق زنان، جوانان، کارگران و کلیه اقشار زحمت کش و محروم کشور ادامه داده است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
از شهریور تا بهار: قیامی که سر باز ایستادن ندارد
ملاحظاتی پیرامون خیزش های جاری
اردشیر مهرداد
در دل جنبش امروز انچه نفی می شود بیش و کم یکسان است، اما انچه اثبات می شود فراوان و افق های پیش رو گوناگون. بی هیچ شکی، جامعه فردا در دل امروز ساخته می شود و از دل خواسته ها، هویت ها، استراتژی ها، ایدئولوژی هایی بیرون می آید که بی هیاهو و خزیده به اندام و ذهن آن تزریق می شود. در کنار دانشجو و معلم و کارگر و نویسنده و هنرمند که در کار ساختن جامعه ای آزاد و عادلانه اند، «ایران انترناسیونال» ها «من و تو» ها، «صدای امریکا» ها، «بی بی سی» ها بیکار ننشسته اند. میلیارها دلار سرمایه گزاری را برای برداشتن زنجیر از پای زن کرد و عرب و خشک کردن عرق پیشانی کارگربلوچ و ترک و فارس و …. هزینه نمی کنند!
مطبوعات آزاد، احزاب و اصناف آزاد و در یک کلام حاکم شدن ملت بر سرنوشت خویش، مُهر پایان همه ی نارضایتی های جمعی و عمومی است. هیچ راهی و راه حلی غیر از نکات یاد شده فوق، نمی تواند ملت معترض را خاموش کند.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران، عمیقأ انتظار دارد راه حل ملی و معلمانه این شورا هرچه زودتر در تصمیم گیری کلان لایه های فوقانی قدرت برای حل معضلات کشور و پایان دادن به نارضایتی های عمیق و شکاف عمیق ملت_دولت در دستور کار قرار گیرد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
اکثریت مطلق کنشگران جنبشهای جاری نه چشمانتظار بمبافکنهای امریکایی و دیگر «بشردوستان» جنگطلباند و نه نماد وحدتبخش و پادشاه و رئیسجمهور خودخوانده را میطلبند. صداقت مدعیان اپوزیسیون در گرو نقشآفرینیشان در مقام پشتیبان و همراه است نه رهبری خودخوانده. استمرار جنبشهای کنونی علیالقاعده سخنگویان خود را پدید خواهد آورد و همانان که پای بر زمین واقعیتهای موجود دارند با راهکارهایی عملی علیالقاعده اپوزیسیون نظم موجود را نیز شکل خواهند بخشید.
اردشیر محصص (۱۳۱۷-۱۳۸۷)، پایهگذار کاریکاتور مدرن ایرانی، از دههی ۱۳۴۰ به مدد احمد شاملو به فضای مطبوعات راه یافت. احمد شاملو دربارهی هنر وی گفته بود: «اگر قلم عبید چاقوی جراحی است، قلم اردشیر نیز چنین است- برای من این هر دو، ثباتان کاراکترهای جامعهاند. نشان دهندگان حماقتها، طمعها، یالانچی پهلوانیها، خودپسندیها… آدمهای او آدمهای آشنای جامعهاند مائیم و همسایگانمان.» محصص که در سالهای پیش از انقلاب ناگزیر از مهاجرت شده بود بهناگزیر تا پایان عمر در سال ۱۳۸۷ در نیویورک زیست. از وی بهعنوان یکی از بزرگترین کارتونیستهای جهان در قرن بیستم نام برده میشود. آنچه میخوانید سخنان ارائه شده در همایش بزرگداشت اردشیر محصص، با عنوان «سیاست بدن: میراث اردشیر محصص در هنر و سیاست»، در دانشگاه لایولا نیواورلئان، نهم سپتامبر ۲۰۲۲ (۱۸ شهریور ۱۴۰۱) است. (نقد اقتصاد سیاسی)
نقد اقتصاد سیاسی