پس از جنبش مهسا استراتژی فمینیستی مؤثر باید دست‌کم دو ویژگی را در نظر داشته باشد: نخست اینترسکشنال باشد. رویکردی که نه فقط بر جنسیت مبتنی است بلکه تلاقی میان جنسیت، طبقه، قومیت را در نظر بگیرد. دوم این‌که یک استراتژی فمینیستی باید کلیت سیاست را دربربگیرد، همان‌طور که زنان در چند سال اخیر از دایره‌ی تنگ مطالبات زنانه‌ی صرف خارج شده‌اند و به نظرورزی و کنش‌گری‌ای روی آورده‌اند که ضمن تأکید بر جنسیت، از خُردنگری‌ دیدگاه جنسیتیِ صرف فراتر رفته و چشم‌انداز کلان‌تر سیاسی را در نظر دارند.


با مسلط شدن سیاست‌های نولیبرالی بر آموزش عمومی و روند پرشتاب کالایی‌سازی آموزش، شاهد طبقاتی شدن هر چه بیشتر آموزش عمومی در ایران بوده‌یم. دانش‌آموزان طبقات ثروتمند به مدارسی با امکانات بهتر و کیفیت آموزشی بهتر دسترسی دارند. در حالی که کودکان طبقات کارگر و سایر فرودستان، اغلب در مدارس دولتی عادی که کیفیت آموزشی پایینی دارند مشغول به تحصیل هستند. همچنین دهک‌های طبقاتی ثروتمند توانایی تأمین هزینه‌های کلاس کنکور، منابع کمک آموزشی و... را دارند به همین دلیل آن‌ها در کنکور عملکرد بهتری نسبت به دهک‌های فقیر جامعه دارند. در نتیجه، طبقاتی بودن آموزش عمومی منجر به بازتولید نابرابری‌ طبقاتی در دانشگاه و آموزش عالی نیز می‌شود و همانطور که دیدیم، رتیه‌های برتر کنکور و آموزش عالی نیز در تسخیر طبقات ثروتمند هستند.


مادام که در اسرائیل حکومت در اختیار دست‌راستی‌ترین جریان‌ها و بنیادگرایان مذهبی قرار دارد و از سوی امریکا، کشورهای غربی و لابی قدرتمند اسرائیل اداره می‌شود، و مادام که جنبش فلسطین از یک‌سو در دست دولت خودگردان فاسد و ناکارآمد، و از سوی دیگر تحت رهبری جریانات دست‌راستی بنیادگرای مذهبی قرار دارد، و مادام که قدرت‌های منطقه از جمله ایران از درگیری‌ها و جنگ‌های نیابتی حمایت می‌کنند، هیچ شانسی برای حل مسئله‌ی مورد بحث در کار نخواهد بود، و ما کماکان شاهد جنگ‌ها و کشتار‌ها و نا‌بودی زیرساخت‌ها در منطقه خواهیم بود.


جمهوری اسلامی در سراشیب فروپاشی - ۳
جمهوری اسلامی ، یک دولت سرمایه داری استثنایی
"ما نه فقط از زندگان که از مردگان نیز رنج می بریم"
کارل مارکس
شکل گیری جمهوری اسلامی و برآمدن غالب جنبش های اسلام گرایی چهار دهه اخیر را صرفاً با چسبیدن به تبار ایدئولوژیک و ادعاهای خودِ آنها در باره اصالت اسلامی شان نمی توان توضیح داد ؛ زمینه و ساختارهای اجتماعی و سیاسی آنها جای تردیدی نمی گذارد که اینها محصول تناقضات مرحله کنونی سرمایه داری و شکست مدرن سازی های متناقض غیر دموکراتیک هستند.


کشته شدن معدنچیان طبس اولین مورد از این دست نیست و اگر این وضع ادامه یابد آخرین هم نخواهد بود. چنین وقایعی هربار، هم بارآور خشم و هم‌دردی عمومی است و هم این پرسش‌ها را طنین‌انداز می‌کند: چرا صدای این کارگران به جایی نرسیده است؟ چرا اکنون صدای بازماندگان به جایی نمی‌رسد؟ چرا صدای کارگران شازند و طزره و ... به جایی نرسید؟ پاسخ روشن است، و در جریان اعتراض‌های گسترده‌ی این سالیان روشن‌تر شده است؛ حق متشکل‌شدن آزادانه‌ی کارگران، حق تجمع و حق آزادی بیان بدیهی‌ترین و پایه‌ای‌ترین حقوقی است که آنان را از تک‌افتادگی و بی‌صدایی در می‌آورد. امکانی که استقلال جمعی آنان را تضمین می‌کند تا خود عامل بیان و تحقق خواسته‌هایشان باشند و دیگر فرمان «چه بگویید و چه نگویید» در کار نباشد.

کانون نویسندگان ایران

به دنبال انفجار شب گذشته در معدن زغال‌سنگ ،معدنجو طبس تاکنون ۵۱ نفر جان خود را از دست دا‌ده‌اند و ۲۰ نفر نیز مصدوم شده‌اند.‌ نشت گاز حوالی ساعت ۲۱ شنبه‌شب (۳۱ شهریور) در دو کارگاه B و C معدن زغال‌سنگ معدن جوی طبس، موجب انفجار شد. ما صمیمانه به خانواده های کارگران جانباخته و همکاران آنان تسلیت می گویم!دراندوه این عزیزان با خانواده های کارگران همدلی داریم!


با این‌همه درنهایت باید بین فائزه و حقوق او به عنوان یک شهروند زندانی رژیمی جبار با هرعقیده و مرامی که داشته باشد و حتی محکوم کردن فشارهائی که رژیم به وی و خانواده‌اش وارد می‌کند و ضمن درخواست آزادی فوری او والبته همه زندانیان، با عقده گشائی‌ها و ادعاهای موهوم و حتی بعضا موذیانه‌اش تفکیک قائل شد. و بیش از آن رژیم سرکوبگر و دستگاه قضائی و امنیتی آن را بخاطرایرادچنین فشارها و سوء استفاده ها محکوم ساخت و البته لازم است با هرگونه تبلیغات مسموم این چنینی علیه جنبش مقاومت و کنشگران مبارز و زندانی مقابله کرده و آن‌ها را خنثی کرد.


بازخوانی اسناد و قوانینی که قواعد اختناق را تنظیم می‌کنند، گشودن دریچه‌ای است تا از آن به دهه‌ها سرکوب بی‌امان، کشتار معترضان و «جراحی» به‌جان‌آمدگان بنگریم و یقین کنیم که هر تغییری تنها با نیروی مردمان، و نه با وفاق حاکمان، ممکن می‌شود. یادکرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» یادآوری همین یقین است؛ زنگ بیدارباش و به‌هوش بودن. گو‌‌ این‌که گاه گذر زمان، در سایه‌ی سرکوب نفس‌گیر، نسیان به بار می‌آورد و گرد نومیدی می‌پراکند؛ پس گرامی‌ باد دومین سالگرد جنبش آزادی‌خواهانه‌ی ۱۴۰۱

کانون نویسندگان ایران

ده زن بهایی ساکن اصفهان به نام‌های ندا بدخش، آرزو سبحانیان، یگانه روح‌بخش، مژگان شاهرضایی، پرستو حکیم، یگانه آگاهی، بهراه لطفی، شانا شوقی‌فر، نگین خادمی و ندا عمادی برای رسیدگی به اتهام انتسابی «تبلیغ علیه نظام» به دادسرای انقلاب اصفهان احضار شدند.


خلاصه این که به نظر من، نیروهای مدافع زحمتشکان و محرومان بیش از همه باید به صفوف مستقل خودشان بیندیشند و گَله وار دنبال هیچ جریان دیگری راه نیفتند. حتی دموکراسی نیز فقط از این طریق می تواند شکل بگیرد و پایدار بماند. فراموش نکنیم که دموکراسی در همه جا با جنبش پائینی‌ها شکل گرفته و عمق یافته‌است. طبیعی است که تشکل‌های مستقل پائینی‌ها در مقاطعی می‌توانند و باید با سایر مخالفان دیکتاتوری هم‌سویی‌هائی داشته‌باشند، اما تحت هیچ شرایطی نباید منافع و سرنوشت خاص خودشان را فراموش بکنند.